تبليغاتX
بهزاد و آیسان
بهزاد و آیسان

" " در راه عشق بسی خار و خس است.....دل عاشق تحمل بایدش " "


شرمنده دیر اومدم

اول نوشت جدید( بهزاد ) : قابل توجه دوتا از دوستان سابق که خیلی راحت وبلاگ هاشون رو پاک کردند این رسم دوستی نبوده و نیست براتون متاسفام بای

سلام به تمام دوستان گل

در این مدت که نبودم خیلی منو بهزاد رو شرمنده کردید ممنون

آخ الهی من قربون اون گوگولی بابا برم چقدر خوشگل شده من فداش شم بووووووووووووووس

بهزاد من دستم به تو برسه کلتو میکنم (با من کل میندازی) آخه فدات شم من هرچی دارم مال تو هست کامنت میخوام چکار ؟؟؟ تو نباشی وبلاگ میخوام چکار ؟؟؟؟

الهی من فدات بشم حالا تا تولد من این همه وقت مونده چرا شرمنده کردی؟؟ آهنگ خیلی قشنگ شده ممنون فدات شم بوس بوس بوس بوس

دوستان خوب ما در این مدت که دیر اومدم تنها 2 دلیل داشت 

اول اینکه از بهزاد خواستم نحوه آشنایی ما رو بنویسه که رفتم خوندم دیدم کامل نوشته و اگه من بودم به این کاملی نمیشد (به قول خودش من این حق انحصاری رو دادم بش)

دوم یکم درگیر این امتحانات و درسها بودم که باعث شد دیر بیام

در هر صورت از تمام دوستان عذر میخوام

شنیدم یکی همنام من جز دوستای وبلاگ شده که منم میگم بابا کلی افتخار نصیب شد آیسان جون خوش اومدی به وبلاگ ما به جمع ما اضافه شدی در کامنتها خوندم بیمار بودی انشالله زودتر خوب خوب میشی

بهزاد جون ممنون بابت اون عروسکه خیلی باحال و بانمکه البته هنوز از نزدیک ندیدمش منم عکسشو دیدم ولی از عکس هم با نمک و خوشگل بود ممنون

راستی بهزادم بقیه کادوها چی بود نگفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در این هفته یه خبر خوش شنیدم از طرف بهزاد نه 2 تا خبر خوش

اول اینکه بهزاد رفته و خدمت خیلی خیلی مقدس سربازی رو انداخته عقب از بس شلوغه این سربازی اونا هم قبول کردند

و دوم اینکه بهزاد جونم بعد از 8 ماه داره میاد پیشم خیلی خوشحالم بچه ها دعا کنید مشکلی پیش نیاد بتونیم اقلا یک روز بعد از این همه مدت در کنار هم باشیم

چندتا از وبلاگهای دوستان رو بهزاد برام تعریف کرد خبرهای خوی نبود آخه چی شده ؟؟ چرا عشقای ما اینطوری و اینقدر سطحی شده ؟؟؟

حرف آخر

بهزادم ، عزیزم برام اینجا نامه نوشتی منم اینجا جواب نامت رو مینویسم  عزیزم میدونی که بیان تو رو من ندارم ولی به همون خدایی که باعث آشنایی من و تو شد قسم که تمام لحظات من به یادتم و تو رو میپرستم

بهزادم تو تنها کسی هستی که در کنارت احساس خوشبختی میکنم و میدونم این چند وقت هم که نتوستی بیای به دلیل کارت بود و تو تقصیر نداری خیلی دوست دارم من عاشقتم میدونم که میتونی بم آرامش بدی مطمئنم

گلم عکس پایان و شکلکها هم با تو



الهی من قربون خانومی خودم برم

سلاااااااااااااااااااااااام به همگی

فدات شم میدونی که شوخی بوده اون قضیه کامنتها

عروسک قابل تو عزیز دلمو نداره بقیه کادوها هم بعهدا میفهمی

بچه ها آیسانم راست میگه دعا کنید مشکلی پیش نیاد میام تمام رو براتون تعریف میکنم

بابت اون جواب نامه هم یک دنیا ممنون منم دوست دارم



نويسنده : آیسان

سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 |

 

بازم خودمم


عکس جدید  (خوشگله؟؟؟؟) (این یه هدیه ویژه برای خانومی میباشد !!)

سلاااااااااااااااااااااااااااااام به تمام دوستای گلمون

خوبید؟؟ خدا رو شکر

اول عذر خواهی کنم از یکسری از دوستان که از دست ما ناراحت هستند چرا هفته پیش خبر ندادیم ما شرمنده ولی من همون موقع گفتم دیگه تمام دوستان رو خبر نمیکنم چون وقت نیست ( خدایی خبر کردن تمام دوستان 90 دقیقه وقت میبره ) بازم شرمنده (مینا و احسان عزیز عذر میخوایم )

این هفته بین دوستای خوبمون چندتا اتفاق ناگوار افتاد و خیلی ناراحتمون کرد نمیدونم چی شده چرا این عشقا ه این زودی تموم میشه اصلا اینا رو میشه عشق نامید؟؟؟ نمیدونم واقعا نمیدونم

خیلی وقت شده در هیچ کدوم از پستهام راجب عشق و محبت به خانومی چیزی ننوشتم یکی از دوستان گفته بود سعی کن محبتت به آیسانت همیشگی باشه (منم حق میدم همچین حرفی رو زده)

آیسانم برای تو مینویسم از احساسم

آیسان جان ، عزیزم میدونی که من در این دنیا فقط تو رو دارم خدا خیلی بم لطف داشته ولی تمام نعماتی که داده یک طرف و آشنا کردن من با تو هم یکطرف

بارها و بارها گفتم تا آخر عمر خدا رو شاکرم که کسی رو بم داد که الان شده امید من کسی که باعث شده تمام این مشکلات زندگی خیلی راحتتر از این چیزا برام ساده بشه

کسی که صداش برام نهایت آرامشه امروز که بات حرف میزدم وقتی بت گفتم از حالم طوری برام صحبت کردی که تمام اون کلماتی که میگفتی برام آرامش داشت

آرومم میکرد عزیزم من تا آخر کنارتم

تو لایق بهترینا هستی خانومی (خدایی صبرت خیلی زیاده بچه ها یه اعتراف : من و آیسان  تقریبا 8 ماهه همو ندیدیم و فقط بخاطر شرایط کاریه من بوده اینجا میگم شرمنده ولی با دعای شما دوستان تا آخر امسال میرم)

خدایا کمکم کن تا اون چیزی رو که آیسان لایقشه براش فراهم کنم

دوستان گل برای ما و برای تمام عاشقا دعا کنید همیشه

صبر کنید منو دعوا نکنید چرا همش تو آپ میکنی؟؟ انشالله آپ بعدی با آیسانه

دوستان از امروز تا روز تولده خانوم گلم یه آهنگ میذارم روی وبلاگ سعی کردم زیاد سنگین نباشه نظرتون رو راجب آهنگ هم بگید و اونایی که با فایرفاکس میاند آیا برای اونا هم پخش میشه؟؟؟

راستی خبر خوش بعدی جناب آقای سید محمد خاتمی آمادگیشو برای ورود به انتخابات اعلام کرد و یه جشن بزرگ در تهران خواهیم داشت دوستانی که تمایل دارن دعوت بشند ایمیل خودشونو بذارند اگر برای تشکیل جشن مشکلی نباشه همه دعوتید 


نويسنده : بهزاد

یکشنبه بیستم بهمن 1387 |

 

آغاز یک عشق قسمت دوم

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

در طول هفته که خیلی از اتفاقا برای من یا خانومی میفته به خودم میگم اینو یادم باشه که حتما بنویسم بعد که میام میشینم پشت رایانه و شروع میکنم به نوشتن هرچی در ذهنم بوده یادم میره و جالب اینه دیگه اصلا یادم نمیاد

در اینجا لازمه از حمایتهای بی دریغ امیر جان و در طول مراحل کامنت گذاری تشکر کنم

 بابا والا بلا تقصیر  من نیست کد تایید کامنتها دیر باز میشه فکر کردید برای خودتون زود باز میشه؟؟؟؟؟؟؟

راستی یه نکته جالب بگم مطلب نوشتن من کلا شاید  15 دقیقه بیشتر طول نکشه ولی خبر کردن دوستان نزدیک به یک ساعت ونیم طول میکشه (جدی میگم خودتون دیدید من همه رو خبر میکنم و کسی نیست جا بمونه و چون دوستان زیادی هستن که به ما واقعا لطف دارن خیلی طول میکشه) بنابراین احتمالا از این به بعد شاید نتونم به همه خبر بدم پس خواهشا کسی ناراحت نشه البته اگه نکته آموزشی رو بخونید دیگه نیاز به خبر کردن نیست ولی اونایی که بلاگفایی نیستن رو حتما خبر میکنم

نکات آموزشی : 1.شاید یکسری از دوستان از خودشون بپرسن من چطوری اینهمه زود میام وقتی اونا آپ میکنند اگه در اینترنت باشم تقریبا همیشه جز نفرات اول تا دهم هستم (البته اگه مینی خانوم و یاس مهربون بذارند؟؟؟؟؟؟؟؟ )

من از فناوری RSS خوان استفاده میکنم و به شما هم توصیه میکنم از این فناوری استفاده کنید (البته منم در گذشته یه مطلب در مورد این فناوری گذاشتم از اینجا بخونید)

2. بچه ها این مطلب رو حتما بخونید (یک امکان فوق العاده به بلاگفا اضافه شد خیلی عالیه) من امتحان کردم بهتر از این نمیشه از اینجا بخونید (سوالی هم داشتید در خدمتم)

در مورد سایتی که عکسهای نی نی آینده رو نشون میده به شرطی میگم که شما هم عکس نی نی های خوشگلتون رو بذارید برای همه تا ببینیم قبوله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینم عکس نی نی ما

اینم آدرس سایتی که میتونید نی نی آینده رو ببینید (خدایی بذارید بقیه هم ببینند)

مطلب مهم بعد اینه خاطرات آشنایی من و آیسان به صورت داستان ادامه دار خواهد بود و اینکه خاطرات رو چون آیسان خیلی گرفتاره و من حافظم مثلا قویتره فقط من مینویسم

ادامه داستان :

خانوم ما به همراه همون دوستش وارد شد آقا منم ناگهان حس پرواز کردن بم دست داد ولی قبل از اینکه اون رفیق من دوباره محکم بزنه به سرم ، من محکم زدم تو سرش که بیا برو آمار اینو برام بگیر (بدبخت سکته کرد )

گفت بهزاد بی خیال شو گفتم تو چکار داری مگه همکلاسیت نیست آمار بگیر (راستی من در جهت افزایش فرهنگ دوستی قدم برنمیدارم ای مسولین فرهنگی؟؟؟ این داستان +18 ) بیا آمارشو بده به من بقیش با خودم

کار من اون روز در دانشگاه اونا تموم شد ولی از فردا دیگه دانشگاه من شده بود اونجا و بی خیال کلاسهای خودم

بعد از چند روز شماره خانوم خانوما رو بدست آوردم و اس ام اس اول رو روانه کردم سوی کوی لیلی

(البته آمار رو کامل داشتم میدونستم دختر خیلی باوقار و خوبیه و با کسی هم نیست و منم برای هوس و دوستی ساده نمیخواستمش من دنبال یه دختر خوب برای ازدواج و آینده بودم )

خلاصه بعد از چندین اس ام اس من نوشتم :

بهزاد : دوستی یک حادثه است و جدایی قانون بیا حادثه ساز و قانون شکن باشیم

آیسان : وقتی که بارون میاد دستهایت را باز کن به تعداد قطرات باران که جمع میکنی تو مرا دوست خواهی داشت و به آن اندازه که نمیتوانی جمع کنی من تو رو دوست میدارم

واینطوری بود که ما در تاریخ 7 اردیبهشت با هم دوست شدیم و این شروع یک عشق بود

البته این 2 تا اس ام اس جز اس ام اس های آخره که نوشتم اگه نه نزدیک چند ساعت حرف زدم و چند ساعت اس ام اس میزدم تا راضی شد (البته کاملا بش حق میدادم با این وضعیت جامعه)

بعدها که راجب این موضوع با هم حرف میزدیم آیسان میگفت اون اوایل نمیتونستم بت اعتماد کنم و فکر میکردم دوستی ما فوقش برای چند هفته یا ماه طول میکشه منم میگفتم فکر نمیکردم منو قبول کنی و افتخار به من بدی برای همچین عشقی

تا بعد...

دوستان شروع آشناییمون رو کامل نوشتم(البته به این سادگی ها هم نبود پدرم در اومد ولی خوب نمیشه همه چیزو نوشت میدونید که؟؟؟) ادامه خاطرات رو هر وقت تونستم میذارم خوبه ؟؟؟


نويسنده : بهزاد

شنبه دوازدهم بهمن 1387 |

 

آغاز یک عشق قسمت اول


اول نوشت (جدید اضافه شد)

بچه ها الان یه سایت پیدا کردم عکس خودتونو بش میدید(مادر و پدر) اونوقت عکس بچتون رو بتون میده

بر اساس کارای علمی یعنی قیافه ها رو اسکن میکنه و نتیجه رو نشون میده این عکس نی نی ما

لازم به توضیحه خودش لباس رو  اضافه میکنه اینم نی نی ما دوتا             نظر؟؟؟؟

                                          (رنگ مو و رنگ چشم و لباس مربوط به خود سایته)

بابا فدات بشه


سلام به همه دوستان گل

بابا من که قبول کردم شکستو ایندفعه تعداد نظرات شد 201 (البته با اون خصوصی ها)

خیلی از دوستان گفتند چرا خاطرات خودتون رو نمینویسین تا الانم من مخالف بودمو هستم ولی نمیدونم چرا به دلم اومد این بار برای اولین بار شروع آشنایی خودمون رو براتون بنویسم ولی حالا تا ادامش که بعدها مینویسم  

داستان من و آیسان از اینجا شروع میشه

حدود 2 سال پیش بود که یکی از دوستان من در دانشگاه خودشون از من خواست به دانشگاه اونا برم که در انتخاب واحد کمکش کنم و منم قبول کردم من تا اون زمان با هیچ دختری دوست نبودم چون معتقد بودم دوستی دختر و پسر در صورتی درسته که منجر به ازدواج بشه چون دوستی ها ایجاد وابستگی میکنه و با پایان اینجور دوستی ها ضربه بزرگی به 2 طرف وارد میشه برای همین به فکر دوستی هم نبودم

روز موعود فرارسید و منم طبق قولی که داده بودم به دانشگاه دوستم رفتم  و بعد از اینکه کلی سلامو علیک کردیم و همو تحویل گرفتیم قرار شد که بریم به سایت دانشگاه برای انتخاب واحد

رفتیم سمت سایت دانشگاه که از دور من 2 تا دختر رو دیدم که دارن میاند به طرف ما ( نه طرف ما یعنی داشتند عبور میکردند ) که یکیشون قرار بود طبق خواست خدا در آینده بشه خانوم من

من فقط چشمم بش خورد و یک نگاه معمولی کردم و رد شدم ناگهان ضربه ای محکم بر سرم اصابت کرد  و صدایی گفت بچه در دانشگاه ما چشماتو درویش کن

من خیلی بدم میاد کسی بزنه تو سرم یعنی بدجور قاطی میکنم و اونجا هم قاطی کردم ضربه ای محکم بر فرق سر صاحب صدا وارد کردم

خلاصه رفتیم سمت سایت تا رسیدیم رفتیم پای یک کامپیوتر که خالی بود منم از فرصت اینترنت مفت کمال استفاده رو بردم گفتم اول ایمیل خودم  رو چک کنم تا انتخاب واحد کوفتی تو

خلاصه تاتونستم استفاده کردم دیدم موقعیت داره خطرناک میشه   گفتم بریم سراغ کار تو

آدرس سایت رو که داشتم وارد میکردم(بچه پرو انگار نوکر گیر اورده بود نسشته بود نگاه مکرد ) ناگهان خانوم آینده ما نیز وارد شد....    بسه دیگه تا بعدا خسته شدم

به قول دوستان بعد نوشت : حالا من ناز میکنم (بابا گفتم که بعضی اوقات خواهم نوشت در ضمن این مورد حق انحصاری داره برای من یعنی فقط خودم مینویسم آیسان درس داره نمیخوام وقتش گرفته بشه سوتفاهم پیش نیاد)

این من هستم دارم از شوق دیدار روی هوا پرواز میکنم


نويسنده : بهزاد

چهارشنبه نهم بهمن 1387 |

 



بهزاد و آیسان
این وبلاگ متعلق به ما دوتاست
من و نامزد عزیزم که از ته قلب دوسش دارم ( آیسانم میپرستمت تا آخر عمر )
سعی میکنیم این وبلاگو با هم تا آخر ادامه بدیم یعنی در اصل اینجا خونه مجازی ماست پس به خونه ما خوش اومدید.

Behzad.Aysan@gmail.com

 

حرف دل ( آتیش عشق )
مناسبت ها
داستان
داستان عشق ما دوتا ( در دست احداث )

 

بهزاد
آیسان

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

 

نصف روز ، الافی
اندر حکایت آش خوری -- 2
اندر حکایت آش خوری -- 1
حالو روز من
روز فراموش نشدنی (خیلی شوووووووووم)
اگه بشه یه پست طولانی
التماس دعا
انتخاب ات
عنوان دارد
آخیش

 

دنیای عشق 2 عاشق (حجت و بهاره)
آسمان عشق زیباست... (علی و نازنین)
وصله های زندگی (محسن و سمانه)
دوران خوش زندگی با عشق (مموش و پیشی)
نیلوفر دوستت دارم ( رضا و نیلوفر )
یه عشق پاک و آسمونی...( مریم و امین )
ماه من ( فائزه و مصطفی )
آدم برفی ( آرمیا و پریسا )
آشيانه ای برای عشق (مهسا و همسرش)
ناگفته های من و تو ( خانوم خونه و آقای خونه )
حرفای شنیدنی و نشنیدنی(خاطرات من و امیر)
تولدی دوباره (مونا و علیرضا)
دو تا دیووووونه عاشق ( فرهاد و لیلا )
کافی شاپ 2 نفره ( هادی و نازی )
بهترین من ســـــــــــلام ( جواد و فرح )
من و تو ( حسین و فروزان )
رقص باد و آتش ( سام و ستاره )
بهنام و میترا ( بهنام و میترا )
عشق من الهه ( غفار و الهه )
خاطرات سحری و آقا هانی ( سحر و هانی )
خونه ی ما ( گلی و همسرش )
.ღღ**خودم و خودت.ღღ** ( شیوا و میثم )
نسیم عشق ( نیلوفر و مهدی )
مرمر و حســـــــــــــــین
¨ஜ`*• اشکان و روژان .•*´ஜ¨ ( اشکان و روژان )
مــــــــــــــن و آقایـــــــــــــــــــــی
خاطرات آرش و هلیا ( آرش و هلیا )
لحظه لحظه خاطرات تا رسیدن ( مریم و سعید )
یه کوچولو و آقاییش
عاشقانه های گل یاس ( گل یاس و حسین )
همسفر من ( ستاره و میلاد )
داستانهای حسین و فاطمه ( حسین و فاطمه )
کلبه کوچک دو عاشق ( محمد و مریم )
تی تی ( مریم و رضا )
_×^*عاشقانه های آقایی و خانومی*^×_ (مجتبی و مریم)
بی تو هیچم ( نورا و علیرضا )
نوشته های دختر عاشق ( دختر عاشق و فرهاد )
آرتیــــــــــــــــــــــن و آرتینــــــــــــــــــا
خاطرات پیشی و جوجو
مینی خانوم و مینک خان
یک فنجان چای در خانه دل ( امیر و تینا )
خاطرات مموشی و پیشی جونش
روزهای خوب بارونی ( بهناز و هاشم )
عـــــــــــــــــــــــلی و آرزو
2 تا گل ( حسین و فاطمه )
دو کبوتر عاشق ( مانی و سعیده )
رویای بزرگ ( تینا و احسان )
عشــــــــــــــــــــق مــــــــن
رضــــــــــا و تینــــــــــا
مهـــــــــــــــــناز و ســـــــــــــــــــــــــــــعید
مـــــــــــــــــــــــن و جوجـــــــــــــــــوم
می نویسم می نویسم از تو ... (یغما و بهترین)
راحــــــــــــــــــــل و امــــــــــــــــــــــین
آقا و خانوم خوشحال
عــــــــــشـــــــــــق 10 ســـــــــــــــــاله
مــــــــــــــــــــــــن و نفســـــــــــــــــــم
دوعــــــــاشـــــــــــــق (شیوا و حمید)
زوج خوشبخت (مهناز و شروین)
lena & Ali
با من بمون عشق من (سارا و علی)
احســــــــــــــــان و ســــــــــــودابه
من و اون (کیمی و نی نی)
دو آدم برفی عاشق ( علیرضا و سمانه )
یه زوج عاشق ( ســــــــاناز و امـــــــــــــــیر )
دو خط موازی... ( حمیده )
پاســـــــــــــــــــــتیل و جوجـــــــــــــــــــو
ماتریس زندگی من ( لیلا و محسن )
آبمیوه های عاشقانه هویج و آقاییش
خاطرات ما ( مریم و سیاوش )
دل نوشته ( سینا و تینا )
یادگار عشق ما ( ترانه و منصور )
حــــــــــــــامد و آوا
دست نوشته های آبجی کوچولو (سارا و عشقش)
راز گل سرخ ( دارا و سارا )
ماه آسمون (نازنین و ایمان)
ماتیک صورتی(ملی جونو ومسعود جونش)
خاطرات عشق
خانه ژله ای ( نگار و علی )
و خدایی که در این نزدیکیست ( سمیه خانوم )
عاشقانه ها (عسل خانوم)
وصله های زندگی من ( سمانه محسن )
امپراطور دلها
سرزمین پروانه ها
وبلاگ عاشقای ایرونی

 

پروفایل ما
نظر سنجی
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو... بپیچان!
موتور جستجوی 2 عاشق
اینم آدرس کوتاه شده وبلاگ ما
خبر گذاری خودم ( بهزاد )

 

RSS 2.0
Locations of visitors to this page