تبليغاتX
بهزاد و آیسان
بهزاد و آیسان

" " در راه عشق بسی خار و خس است.....دل عاشق تحمل بایدش " "


آخیش

نفسم داشت بند میمومد اینجا آدم میتونه نفس بکشه

سلااااااااااااااااااااااااام

یه سلام گرم به تموم دوستای با معرفت که خیلی هاشون در این مدت معرفت خودشون رو ثابت کردند بابا ما خراب رفیقیم (مثلا درس خوندم اصطلاح یاد گرفتم جون عمه هام ؟؟)

چطورید ؟؟؟ سرحالید ؟؟

طبق قولی که داده بودم هفته ای یکبار اومدم هفته پیش اومدم به تمام اونایی که کامنت گذاشته بودم سر زدم این هفته اومدم آپ کنم یه آمار بدم و رفع زحمت

من همانند یک عدد بچه فوق مثبت از روز 1/15 شروع کردم به درس خوندن و یک نکته مرا کاملا در این چند روز متعجب گردانید و آن این بود که در این دوره اینجانب کاملا با انرژی مضاعف مشغول درس میباشم و با یاری خدا و دعای شما دوستان گل خستگی ندارم

ای بابا اینجور نوشتن به ما نیومده

آقا خداییش دمتون گرم واقعا حس درس خوندن دارم ممنون از همتون

روز 1/14 من یه برنامه درسی ریختم و طبق اون مشغول مطالعه هستم تا الان که خدا رو شکر مشکلی پیش نیومده

خبر بد این که دفترچه رو گر فتم و ثبت نام کردن فقط در رشته ما امسال 2تا سهمیه گذاشتن :

1 . سهمیه 50 درصدی برای کارکنان بیمارستانها

2. سهمیه 46 درصدی برای ایثارگران

و نکته مهم اینه من باید کجا قبول بشم چون هیچ کدوم از این سهمیه ها رو ندارم چقدر میمونه برای من درست حدس زدید 4 درصد نه اینجوری نگید بلند بگید 4 درصد الله اکبر

حالا باید از خیلی ها تشکر کنم که واقعا وقتی هفته پیش اومدم و کامنت های اونا رو دیدم از ته دل بم امید داد و خدایی همه رو هم جواب دادم تشکر از :

خانوم آسمانی که اول بود و ما نگرانش کردیم ، آرتینا و آرتین که دعامون کردند ، عسل خانوم گل ، زینب خانوم که فکر میکنه ما سر نزدیم بش (بابا ما بیخود کنیم دوستامونو فراموش کنیم) ، من که واقعا دلم برای نی نی کوچولوش تنگ شده و براشون آرزوی سلامتی دارم ، ما برای هم که امید دادن ، یکتا خانوم ، حجت و بهاره داداش گلم که لطف داره ، شیوا و میثم عزیز که همیشه براشون آرزوی خوشبختی دارم ، وصله های زندگی ، مریم خانوم گل که در وبلاگش هم نسبت به ما لطف داشته و داره ، سارا خانوم خواهر گل که سکته کرده از تیتر قبلی ، تنها ترین مسافر که در وبلاگش هم کامنت گذاشتم گفتم زندگی سخته ولی جایی برای ناامیدی نداره ، نازنین خانوم  و دعای خیرش ممنون ، سوشیانت خانوم کی گفته ما سر نزدیم بابا من همیشه میمومدم اگه جایی یادم رفته شرمنده ، ترانه خانوم محتاجیم به دعا ، ثامن گل که خیلی لطف داشته و داره ، سکته ای دوم تینا و رضا که شرمنده اگه نگرانتون کردیم ، ستاره خانوم که اونم کنکور داره انشالله موفق باشی ، افسانه خانوم که شعرای زیبایی میگه و منم همیشه میخونم ، روز شمار زندگی گل ، اشکان و روژان گل ، گلی خانوم که امیدوارم همیشه در زندگیش موفق باشه ما هم دلتنگ شما و دوستان هستیم ، خدانکنه مریم و محمد شما دوستای خوب ما هستید ، تاراش عزیز ، خاطرات عشق مهربون ، دوست غریب گل ، بهناز خانوم که امید دادن و حتما شما دعا کن قبول شم اساسی جبران میکنم ، پاستیل و جوجو مهربون ، سمیه خانوم خواهر مهربون که نگران ما بوده ممنون بشین درس بخون به !!! ، رونی جان خدا نکنه ، سلی خانوم با مرام ، مموشی خانوم نه بابا اینجا هیچوقت تعطیلی نمیخوره خیالت راحت ، مرمر خانوم مهربون که در جواب میگم آیسان هم با من کنکور داره البته کنکور ما مشترک نیست ، نازنین خانوم البته که هیچ وقت اینجا رو رها نمیکنیم ، مینی خانوم که درکت میکنم ، و خواهر مهربون آیسان جان که وبلاگشو فیلتر کردن (...) و اسباب کشی کرده و اسم ما رو اون بالای وبلاگش نیورده (شوخی کردم) ، فرهاد و شیرین ، ماتیک صورتی روی چشم تازه تو که موج سومی هستی شیرنیت بیشتره اگه قبول شدم ، فریبا خانوم انشالله ، نیلوفر و مهدی جان ممنون ، و خاطرات عشق

از همتون ممنون


نويسنده : بهزاد

دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 |

 

متن بی شکلک ( فقط گریه )

سلام

یک سلام با تاخیر سلامی متفاوت با تمام سلام ها

خیلی وقت هست که در  این وبلاگ من و آیسان در کنار هم در کنار دوستان بودیم و واقعا از این کنار هم بودن لذت میبردیم ولی یه مساله مهم پیش اومده که باید با شما دوستان در میان بذارم

خدا شاهده الان که دارم این مطلب رو مینویسم در اوج ناراحتی هستم

چند روزه  دارم فکر میکنم چطوری به دوستانی که لحظه لحظه یاد ما بودند این مطلب رو بگم الان اشک از چشمام جاریه  دوستان ثابت وبلاگ همونایی که ماههاست وبلاگ ما رو دنبال میکنند دیدند من چندین بار نوشتم که دیگه مثل سابق نمیتونم به همه تند تند سر بزنم و میخوام برای کنکور کارشناسی بخونم ولی دوری شما نمیذاشت که تند تند به وبلاگ سر نزنم و بارها و بارها پا روی تصمیم خودم میذاشتم و بازم میشستم پشت رایانه و سریع وارد اینترنت میشدم و یه راست سر میزدم به وبلاگ

ولی دیگه چیزی تا کنکور نمونده اول مرداد ماه کنکور کارشناسی و من هنوز هیچی نخوندم و اینبار تصمیم گرفتم محکم درس بخونم من باید رتبه زیر 200 رو بدست بیارم برای همین تلاش زیادی لازمه و منم تقریبا 4 ماه فرصت دارم

بدست اوردن این رتبه به هیچ عنوان امکان پذیر نیست مگر با دعای دوستانی که لحظه لحظه ثابت کردن به یاد ما هستند و ما رو شرمنده لطف خودشون کردن

دیگه نمیشه دقیقه به دقیقه مثل سابق آنلاین باشم و سر اینکه کی میخواد اولین کامنت  رو بذاره با خیلی از دوستان شوخی کنم

مینی و مینک ، یاس مهربون که جلو زدن از این دوستان واقعا هنر میخواست

در هرصورت تصمیم گرفتم هفته ای یکبار بیام و سر به تمام دوستان بزنم و در طول هفته بر خلاف میلم غیبت کنم

هرهفته فقط برای این آنلاین میشم که سر به تمام دوستان بزنم و برم خدا شاهده فقط همین پس اگه آپ کردید و دوست داشتنید ما هم سری بزنیم ما رو بی خبر نذارید تا وقتی آنلاین شدم سری بزنم

مطلب دیگه اینه که شاید تعدادی از دوستان رو با حرفی و کاری ناراحت کرده باشم اینجا از تمام این دوستای گل عذرخواهی میکنم

در بین دوستان شاهده خیلی از جدایی ها بودیم که واقعا ناراحتمون کرد انشالله و با امید به خدا امیدواریم تمام عاشقا لحظات خوبی با هم داشته باشن و هرچه زودتر شرایط جور بشه و به هم برسن

اصلا دوست ندارم متن رو تموم کنم ولی چاره ای نیست و فقط اینو بگم مطمئن باشید این وبلاگ تنها خونه مجازی ماست که تا آخر  عمر رها نخواهد شد قول میدم

بازم میخوام از تمام شما دوستان که برای من و تمام اونایی که نیاز به دعا دارند دعا کنید و بازم از شما دوستان میخوام ما و وبلاگ ما رو هیچ وقت فراموش نکنید

دوستدار شما بهزاد و آیسان



نويسنده : بهزاد

جمعه چهاردهم فروردین 1388 |

 



بهزاد و آیسان
این وبلاگ متعلق به ما دوتاست
من و نامزد عزیزم که از ته قلب دوسش دارم ( آیسانم میپرستمت تا آخر عمر )
سعی میکنیم این وبلاگو با هم تا آخر ادامه بدیم یعنی در اصل اینجا خونه مجازی ماست پس به خونه ما خوش اومدید.

Behzad.Aysan@gmail.com

 

اندر حکایت آش خوری ( در دست احداث )
حرف دل ( آتیش عشق )
مناسبت ها
داستان
داستان عشق ما دوتا ( در دست احداث )

 

بهزاد
آیسان

 

دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

 

سلامی گرم
..........
اطلاعیه
باید اینجا هم اثری باشد ( از واقعیت ، برمیگردم)
دومین سالگرد این خونه
ثبت بهترین خاطره ی زندگی
لحظه ی دیدار خیلی نزدیک است
اندر حکایت آش خوری -- 3
لحظه دیدار نزدیک است
سلامی جدید خیلی جدید - بازگشتی دوباره

 

دنیای عشق 2 عاشق (حجت و بهاره)
آسمان عشق زیباست... (علی و نازنین)
وصله های زندگی (محسن و سمانه)
دوران خوش زندگی با عشق (مموش و پیشی)
یه عشق پاک و آسمونی...( مریم و امین )
ماه من ( فائزه و مصطفی )
آدم برفی ( آرمیا و پریسا )
آشيانه ای برای عشق (مهسا و همسرش)
ناگفته های من و تو ( خانوم خونه و آقای خونه )
حرفای شنیدنی و نشنیدنی(خاطرات من و امیر)
تولدی دوباره (مونا و علیرضا)
کافی شاپ 2 نفره ( هادی و نازی )
بهترین من ســـــــــــلام ( جواد و فرح )
رقص باد و آتش ( سام و ستاره )
بهنام و میترا ( بهنام و میترا )
.ღღ**خودم و خودت.ღღ** ( شیوا و میثم )
نسیم عشق ( نیلوفر و مهدی )
مرمر و حســـــــــــــــین
¨ஜ`*• اشکان و روژان .•*´ஜ¨ ( اشکان و روژان )
مــــــــــــــن و آقایـــــــــــــــــــــی
خاطرات آرش و هلیا ( آرش و هلیا )
لحظه لحظه خاطرات تا رسیدن ( مریم و سعید )
یه کوچولو و آقاییش
همسفر من ( ستاره و میلاد )
داستانهای حسین و فاطمه ( حسین و فاطمه )
کلبه کوچک دو عاشق ( محمد و مریم )
_×^*عاشقانه های آقایی و خانومی*^×_ (مجتبی و مریم)
آرتیــــــــــــــــــــــن و آرتینــــــــــــــــــا
مینی خانوم و مینک خان
یک فنجان چای در خانه دل ( امیر و تینا )
خاطرات مموشی و پیشی جونش
روزهای خوب بارونی ( بهناز و هاشم )
عـــــــــــــــــــــــلی و آرزو
2 تا گل ( حسین و فاطمه )
رویای بزرگ ( تینا و احسان )
عشــــــــــــــــــــق مــــــــن
رضــــــــــا و تینــــــــــا
مهـــــــــــــــــناز و ســـــــــــــــــــــــــــــعید
مـــــــــــــــــــــــن و جوجـــــــــــــــــوم
می نویسم می نویسم از تو ... (یغما و بهترین)
راحــــــــــــــــــــل و امــــــــــــــــــــــین
آقا و خانوم خوشحال
عــــــــــشـــــــــــق 10 ســـــــــــــــــاله
مــــــــــــــــــــــــن و نفســـــــــــــــــــم
دوعــــــــاشـــــــــــــق (شیوا و حمید)
دوباره "من" ، دوباره "تو" (سارا و علی)
احســــــــــــــــان و ســــــــــــودابه
من و اون (کیمی و نی نی)
دو آدم برفی عاشق ( علیرضا و سمانه )
یه زوج عاشق ( ســــــــاناز و امـــــــــــــــیر )
دو خط موازی... ( حمیده )
پاســـــــــــــــــــــتیل و جوجـــــــــــــــــــو
ماتریس زندگی من ( لیلا و محسن )
آبمیوه های عاشقانه هویج و آقاییش
خاطرات ما ( مریم و سیاوش )
دل نوشته ( سینا و تینا )
دست نوشته های آبجی کوچولو (سارا و عشقش)
ماه آسمون (نازنین و ایمان)
ماتیک صورتی(ملی جونو ومسعود جونش)
خاطرات عشق
خانه ژله ای ( نگار و علی )
سارا و سالار
مینا و محمد
جیگیلی و ژیگولی ( آتنا و بهزاد )
پاییز بهاری یاسی و مهدی
شاهین و الهام
عشق ابدی ( مهدی و هنگامه )
حبیب و مهتا
عاشقانه های مهسا و پژمان
شادی زندگیمان ( مینا و محمدجواد )
خلوتكده ي دلها ( عسلک و امین )
رویای عشق ( مریم و سجاد )
سحر و امین
علیرضا ملیکا
مهیا و نوید
خاطرات دو عاشق واقعی ( امیر و شیرین )
دوستت دارم (بهراد و مامانی)
منو پیشو جونم
افشین و آمنه

 

گذر عمر من ( مهسا خانوم)
پرستاران جوان یزد
وبلاگ عاشقای ایرونی
سرزمین پروانه ها
قلب یخی ( هستی خانوم )
وصله های زندگی من ( سمانه محسن )
عاشقانه ها (عسل خانوم)
و خدایی که در این نزدیکیست ( سمیه خانوم )
پروفایل ما
نظر سنجی

 

RSS 2.0

Image by Locations of visitors to this page