تبليغاتX
بهزاد و آیسان
بهزاد و آیسان

" " در راه عشق بسی خار و خس است.....دل عاشق تحمل بایدش " "


دلتنگی

سلام به تمام دوستان گلی که همیشه همراه ما بودن و هستن خدایی خیلی گلید

الان داشتم کامنت ها رو میخوندم خیلی لذت میبردم اونجایی که بهزاد نوشته دارم میرم  پیش خانومی و روز بعد که ما پیش هم بودیم و کامنتهای زیبای شما اون شب بهزاد تا از راه رسیده بود اومده بود سر به وبلاگ زده بود    فرداش تعریف میکرد  دیدم واقعا خوشحاله  حالا که منم دیدم واقعا و به تمام معنا احساسی شدم خیلی لذت بردم از داشتن چنین دوستانی  

در پست قبلی هم که بهزادی خاطره رو نوشته بود (اصولا خاطره ها رو من خودم دوست دارم بهزاد تعریف کنه چون من اگه میخواستم بتعریفم همش ۲ خط میشد    ) خیلی ها سوالاتی پرسیده بودن     گفتم ایندفعه سوالها رو هم جواب بدیم  

پرسیده بودید چرا زود برگشتیم خونه چون هردوی ما مخصوصا بهزاد خیلی گرفتاره اون روز هم به زور مرخصی گرفته بود   از طرفی هم هی به من میگه برو درس بخون منم میگم کچل (کچل نیستا )من هی میخوام لجشو در بیارم اونم میزنه خطه خونسردی انگار نه انگار

آره دوستان اون عکس دستهای من و بهزاد بود ماییم   دیگه هیکل بهزاد خیلی بزرگتره از منه البته  نه  اینکه تابلو باشه ها خوب بالاخره اون مرده همه ما اینجوری هستیم نیستیم؟؟؟؟

آره خانواده ها در جریان ما هستند میدونید بچه ها رابطه ما یه چیزی بالاتر از دوستی   و پایین تر از ازدواجه همون نامزدی غیر رسمی   حله؟؟ بهزاد تند تند نمیاد چون گفتم که وقت نداره حالا دوباره معلوم نیست کی بتونیم همو ببینیم    همسر گلم تیر کنکور داره از بعد از عید هم میخواد نره سرکار بشینه  درس بخونه    بچه ها خیلی براش دعا کنید

 بریم سراغ اصل مطلب  : اندازه کفش و پیرهن که دقیقا اندازشه   الهی من فداش بشم  یاس عزیزم پرسیده بود مگه آقا بهزاد پیرهن میپوشه؟؟؟ (احتمالا این یاس عزیزمه) 

فداش شم منو کشته  آخه یه دفعه خودمو کشتم   تی شرت بپوشه. بهزاد خیلی رسمی لباس میپوشه اصلا نه لباس همه کاراش همینه  (قصدم تعریف نیست خدایی)تمام  پیرهن هایی که داره آستین بلنده     البته تی شرت هم داره ولی نمیپوشه نه اینکه خجالت بکشه ها نه اصلا از پیرهن خوشش میاد ولی جالبه از کت و شلوار خوشش نمیاد   (در اون سرما فقط یه دونه پیرهن پوشیده بود)

فکر کنم حله تمام سوالات رو جواب دادم جز یکی که اونم بذارید بی جواب بمونه 

داشتم لیست وبلاگها رو نگاه میکردم یه سوال به ذهنم خورد اینکه عشق چیه؟؟؟   شروع عشق چطوریه؟؟؟    این عشقه که به اصطلاح عاشقا راحت همه چیو تموم میکنند ؟؟؟؟    عشق اگه واقعا عشق باشه نتیجش اینه؟؟؟؟   بی خیال

بهزادم روزی که پیشم بودی و اون دستای داغت رو گرفته بودم   (گرچه آخر من سرما خوردم) بهترین روز عمرم بود که تا حالا تجربه کرده بودم خیلی دوستت دارم تو بهترینی زمانی که به قول تو عشقولی بودیم انگار داشتم خواب میدیم  بهزاد خیلی ساده میگم دوستت دارم چون بهترین و  کاملترین جملست

آخرین نکته دوستان میگن شما ما رو دوست ندارید خبر نمیدید والا بلا ما دیگه هیچکسو خبر نمیکنیم جز غیر بلاگفایی ها پس ناراحت نشین


نويسنده : آیسان

یکشنبه یازدهم اسفند 1387 |

 

شرمنده دیر اومدم

اول نوشت جدید( بهزاد ) : قابل توجه دوتا از دوستان سابق که خیلی راحت وبلاگ هاشون رو پاک کردند این رسم دوستی نبوده و نیست براتون متاسفام بای

سلام به تمام دوستان گل

در این مدت که نبودم خیلی منو بهزاد رو شرمنده کردید ممنون

آخ الهی من قربون اون گوگولی بابا برم چقدر خوشگل شده من فداش شم بووووووووووووووس

بهزاد من دستم به تو برسه کلتو میکنم (با من کل میندازی) آخه فدات شم من هرچی دارم مال تو هست کامنت میخوام چکار ؟؟؟ تو نباشی وبلاگ میخوام چکار ؟؟؟؟

الهی من فدات بشم حالا تا تولد من این همه وقت مونده چرا شرمنده کردی؟؟ آهنگ خیلی قشنگ شده ممنون فدات شم بوس بوس بوس بوس

دوستان خوب ما در این مدت که دیر اومدم تنها 2 دلیل داشت 

اول اینکه از بهزاد خواستم نحوه آشنایی ما رو بنویسه که رفتم خوندم دیدم کامل نوشته و اگه من بودم به این کاملی نمیشد (به قول خودش من این حق انحصاری رو دادم بش)

دوم یکم درگیر این امتحانات و درسها بودم که باعث شد دیر بیام

در هر صورت از تمام دوستان عذر میخوام

شنیدم یکی همنام من جز دوستای وبلاگ شده که منم میگم بابا کلی افتخار نصیب شد آیسان جون خوش اومدی به وبلاگ ما به جمع ما اضافه شدی در کامنتها خوندم بیمار بودی انشالله زودتر خوب خوب میشی

بهزاد جون ممنون بابت اون عروسکه خیلی باحال و بانمکه البته هنوز از نزدیک ندیدمش منم عکسشو دیدم ولی از عکس هم با نمک و خوشگل بود ممنون

راستی بهزادم بقیه کادوها چی بود نگفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در این هفته یه خبر خوش شنیدم از طرف بهزاد نه 2 تا خبر خوش

اول اینکه بهزاد رفته و خدمت خیلی خیلی مقدس سربازی رو انداخته عقب از بس شلوغه این سربازی اونا هم قبول کردند

و دوم اینکه بهزاد جونم بعد از 8 ماه داره میاد پیشم خیلی خوشحالم بچه ها دعا کنید مشکلی پیش نیاد بتونیم اقلا یک روز بعد از این همه مدت در کنار هم باشیم

چندتا از وبلاگهای دوستان رو بهزاد برام تعریف کرد خبرهای خوی نبود آخه چی شده ؟؟ چرا عشقای ما اینطوری و اینقدر سطحی شده ؟؟؟

حرف آخر

بهزادم ، عزیزم برام اینجا نامه نوشتی منم اینجا جواب نامت رو مینویسم  عزیزم میدونی که بیان تو رو من ندارم ولی به همون خدایی که باعث آشنایی من و تو شد قسم که تمام لحظات من به یادتم و تو رو میپرستم

بهزادم تو تنها کسی هستی که در کنارت احساس خوشبختی میکنم و میدونم این چند وقت هم که نتوستی بیای به دلیل کارت بود و تو تقصیر نداری خیلی دوست دارم من عاشقتم میدونم که میتونی بم آرامش بدی مطمئنم

گلم عکس پایان و شکلکها هم با تو



الهی من قربون خانومی خودم برم

سلاااااااااااااااااااااااام به همگی

فدات شم میدونی که شوخی بوده اون قضیه کامنتها

عروسک قابل تو عزیز دلمو نداره بقیه کادوها هم بعهدا میفهمی

بچه ها آیسانم راست میگه دعا کنید مشکلی پیش نیاد میام تمام رو براتون تعریف میکنم

بابت اون جواب نامه هم یک دنیا ممنون منم دوست دارم



نويسنده : آیسان

سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 |

 

باختی عزیزم ولی فدای سرت

سلام به همه ی دوستان

آخه بشر تو با من کل میندازی ، درسته من خیلی دیر به این جمع اضافه شدم ولی میدونم دوستان هوامو دارند

بهزادم شکست دوم رو بت تسلیت میگم ولی عزیزم اینو بدون منو تو نداره تو عشق منی  اصلا تمام این نظرات برای تو اگه تو نباشی من این وبلاگ و یا این نظرات رو میخوام چکار ؟؟ عزیزم هرچی هست برای ما دوتاست

این هفته منو بهزاد خان کمی با هم گفتگو کردیم ( البته از اون گفتگو ها ...)

ولی خوب بالاخره تموم شد و اونم به خوبی

البته درسته زحمات این وبلاگ هم افتاده گردن بهزاد جون ، ولی بالاخره مردی گفتن ، زنی گفتن نه ؟؟ ( اضافه کردن عکس و شکلک با تو )

دوستای گل من در هفته ای که گذشت یه امتحان خیلی مهم دادم برام دعا کنین نتیجش خوب بشه

یه چند نفر از دوستای گلمون گفته بودند چرا شما خاطرات نمینویسین که من با بهزاد که مشورت کردم اینو گفت : نوشتن خاطرات فعلا زوده بذار وقتی که اومدی خونمون یکی شد بشین هرچی اتفاق افتاده از روز اول تا آخر رو بنویس منم بش گفتم چشم

الهی بهزاد تو همین هفته هم سرما خورد و هم یه سردرد وحشتناک گرفته بود منم کلی نگران شدم البته نمیدونم چکار کرد 3 روزه خوب شد البته خدا رو شکر عزیزم خیلی مواظب خودت باش

عاشقای مهربون ممنون که تند تند میاید به ما سر میزنید ممنون از همتون ما شما رو دوست داریم یه دنیا


سلام عزیز دلم

آره بازم شکست خوردم ولی اینا همش شوخیه جونم فدای خنده هات

بابت اون گفتگو هم من شدیدا عذر میخوام گلم میدونم که اینقدر مهربونی که به دل نمیگیری

اینم از عکس و شکلکهایی که میخواستی

آیسانم با تمام وجود دوست دارم  



نويسنده : آیسان

دوشنبه سی ام دی 1387 |

 

بازم سلام

سلام به تمامی دوستان که منو بهزاد رو هیچوقت تنها نذاشتن

این چند وقت که اومدم و به این جمع دوستانه اضافه شدم خیلی خوشحالم که دارم میبینم اینهمه دوستای گل داریم که هیچ وقت ما رو تنها نمیذارن

راستش من هنوز عادت به نوشتن در وبلاگ نکردم از شما دوستان خوب میخوام که کمکم کنید

بهزاد درباره عروسی یکی از دوستان وبلاگ به من گفت منم خیلی خوشحال شدم و بازم از طرف خودم و بهزادم تبریک میگم ( فرنوش جون واقعا خوشحالم و منم بت تبریک میگم بهزاد نذاشت اسم مستعارتو بگم و گفت اسم واقعی و اصلی رو بنویس )

امیدوارم همیشه شادو سلامت باشه

بچه ها یه چیزی میگم که خیلی ناراحتم کرده یه نفر که اسمشم نمیگم در قسمت نظرات گفته بود آرزو میکنم به هم نرسید  میدونید چرا ؟؟ چون خودش به .... البته بهزاد جواب حسابی بش داده بود ولی دلم گرفت میدونم بهزاد اگه ناراحت بشه کسی جلودارش نیست ولی اینو نمیفهمم نرسیدن ما به هم برای اون چه سودی داره ولی من همینجا میگم ما 2 تا نامزدیم و اگه خدا بخواد جدایی درکار نیست

خوب بهزاد در این مدت برای من خیلی در این وبلاگ صحبت کرده و منم میخوام جواب بدم

بهزادم اینو بدون که تویی تمام وجود من و بدون که منم از صمیم قلب دوست دارم و تا آخر عمر تا آخرین نفس کنارتم خودت میدونی من مثل تو بلد نیستم علاقمو بگم ولی واقعا دوست دارم و تا آخر عمر کنارتم.



سلام به روی ماهت خانومی

چرا آخه خودتو ناراحت کردی قربونت برم

اولا بگم خیلی هم خوبو عالی مینویسی و دوم اینکه هیچ چیزو هیچ کسی نمیتونه منو ازت جدا کنه خیالت راحت

خدایی منم قبول دارم دوستای گل و مهربونی داریم

و آخر اینکه منم دوست دارم و میپرستمت با تمام وجود و تا آخر عمر


نويسنده : آیسان

شنبه هفتم دی 1387 |

 

بالاخره آیسان وارد میشود

سلام به همه دوستان

بالاخره اومدم منم آیسان

والا شرمنده میدونم دیر اومدم ولی بهزاد میدونه چقدر سر این کامپیوتر بد شانسی اوردم

بعد از اینکه خراب شد وقتی دادم به یک کامپیوتری گفت یه هفته طول میکشه تا درست بشه و این یک هفته شد 3 هفته و آخرم دیدم بهزاد داره ناراحت میشه رفتم با دعوا کامپیوتر رو پس گرفتم دادم جای دیگه ولی الان کلی خوشحالم که پیش شما هستم

بهزاد در این مدت تمام اتفاقات وبلاگ و تمام نظراتی که شما برای من میدادید رو کامل تعریف کرد و منم هر روز شرمنده همه شما میشدم

ولی اگه خدا بخواد این سری اومدم که در کنار هم باشیم و منم با بهزاد جونم بنویسم

پس در کل بابت این تاخیر طولانی از همه عذر میخوام

فردا اولین سالگرد خونه مجازی ماست که تازه با عید قربان هم مصادف شده و ما هم کلی خوشحالیم پس بنابراین عید قربان رو از طرف خودم و بهزادم به تمام دوستان گلمون تبریک میگم

تمام سعی و تلاشمو کردم تا در اولین سالگرد ساختن این خونه مجازی ولی پر از عشق در کنار بهزادم باشم و الان خیلی خوشحالم که اینجا هستم

بهزاد جان مطالبی که برای من گذاشته بودی و من نتونسته بودم تا امروز بخونم رو تمام خوندم

نازنینم ، همسر گلم منم از ته دل دوست دارم و عاشقتم و میبوسمت تو عشق منی و هر چی دارم از تو

خدایا ممنون که بهزادو بم دادی

بازم میگم دوست دارم بهزادم(بسه دیگه زیادیت میشه)


سلااااااااااااااااااااام

دارم بال در میارم خانومم اینجاست

نمیدونید چقدر خوشحالم من هیچی نمیگم ولی عزیزم بووووووووووووووووووووووووووووووووووووس





نويسنده : آیسان

دوشنبه هجدهم آذر 1387 |

 

 

 

 

عاشق                           عاشق تر

 

نبود در تار و پودش           دیدی گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه دیدار این خونه

فقط  خوابه ، تو که رفتی هوای  خونه تب داره  ،  داره  از درو دیوارش غم

عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ،  بیا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی رفت ودل ما رو سوزوندش

حیات خونه دل می گه درخت ها همه خاموشن، به جای کفتر و  گنجشک  کلاغای

سیاه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابیده  توی  دنیای خاموشی  ،   دیگه  ساعت رو

طاقچه شده کارش فراموشی  ،  شده کارش فراموشی  ،  دیگه  بارون  نمی

باره  اگر چه  ابر سیاه  ،  تو که  نیستی  توی  این خونه ،   دیگه  آشفته

بازاریست  ،  تموم  گل ها  خشکیدن مثل خار بیابون ها ،  دیگه  از

رنگ  و رو رفته ، کوچه و خیابون ها ،،، من گفتم و یارم گفت

گفتیم و سفر کردیم،از دشت شقایق ها،با عشق گذرکردیم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداری، عشقو

به فراموشی ،چند روزه تو می سپاری

گفتم که تو می دونی،سرخاک

تو می میرم ، ولی

تا لحظه مردن

نمی گیرم

دل از

 تو


نويسنده : آیسان

دوشنبه ششم اسفند 1386 |

 

همواره می انديشم چقدر بايد تو را سپاس گويم به پاس دوستی مان،

اما گويی اين لحظه هرگز فرا نمی رسد

پس تمنا دارم بدان که من همواره در اين انديشه ام

حتی اگر مهر سکوت بر لبانم باشد

و چه مغرورم که تو را دوست خود بنامم،

دوستی ما نقطه ی عطف زندگی من است،

از صميم قلب تو را سپاس که دوستی ات را با من سهيم شده اي.



نويسنده : آیسان

دوشنبه ششم اسفند 1386 |

 

Click for Full Size View

نويسنده : آیسان

دوشنبه ششم اسفند 1386 |

 

Click for Full Size View

نويسنده : آیسان

دوشنبه ششم اسفند 1386 |

 

دنیای غریبی است.می دانم که باید جور دیگری زندگی کنم. می دانم که اینهمه تلاش بیهوده است اما انگار دست و پایم قفل شده به جایی. انگار مجبورم به هر چیز تهی در این دنیا چنگ بزنم. شاید این همه تنهایی بخاطر خودم باشد. شاید من باید اصلاح شوم. شاید من اشتباه می کنم. شاید هم همه امتحانی است ...برای آماده شدن .برای جنگیدن برای زنده ماندن. اما مسئله این است که دلی برایم نمانده . شور و شوق هیچ چیزی را ندارم.شاید هم به سوی افسردگی نی روم.

اگر این حس لعنتی سرزنش دست از سرم بردازد. اگر یاد آن جمله کذایی نیفتم که "من آدم احساسی بودم و تو نتونستی از پسش بر بیای" دیگر یادم نیاید. اگر چیزی درونم نگوید که مقصر تو بودی و شاید بزرگترین شانس زندگیتو از دست دادی و فرصتی دیگر نمانده. شاید شاید دوباره بتونم از نو شروع کنم. شاید قدرت داشته باشم که زندگیمو بازسازی کنم.

هر چی فکر می کنم به نتیجه ای نمیرسم. واقعا واژه ایی مثل شرافت غرور نجابت ممکن معنی خودشو از دست بده؟ من قربانی بی معنی شدن این واژه ها شدم؟ انتظار بیجاییه اول اطمینان بعد اعتماد؟

من چی کم گذاشتم مگه؟چکار باید می کردم که نکردم؟کاش یه جوری یکی بهم می گفت که تقصیر من چی بوده .کاش می دونستم باید چکار کنم....



ادامه مطلب

نويسنده : آیسان

دوشنبه ششم اسفند 1386 |

 

در زندگي براي رسيدن به آزادي راههاي مختلفي وجود دارد، فقط بايد قيمت آن را پرداخت كرد. از رسالت 500 تومان، از شوش 900 تومان

مانده ام... که شب در کارنامه سیاهش چه دارد ؟! . . . . . که این همه ستاره از آن اوست

 به جای جشن والنتاین روز 29 بهمن روز سپندار مذگان ( روز عشق ) که مربوط به هخامنشيان و قبل از آنان است را گرامي ميداريم و به عزيزانمان هديه اي عاشقانه تقديم مي کنيم , شايد بتوانيم فرهنگ بزرگ نياکانمان را زنده کنيم. ايراني براي ايراني بفرست

 


نويسنده : آیسان

دوشنبه ششم اسفند 1386 |

 

سلام عزیزم الان که پشت میز نشستم  و دارم این متن و واست می نویسم  اینقدر دلم تنگ شده که حدوحساب نداره اگه بدونی از دیشب تا الان دلم واست چقدر تنگ شده من اصلا باورم نمیشه که دیروز ۱۵/۱۱/۸۶ پیشم بودی و دستم تو دستت بود عزیزم خوشگلم با تمام وجود دوستت دارم

نويسنده : آیسان

سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 |

 

آنگاه که غرور کسی را له میکنی آنگاه که کاخ ارزوهای کسی را ویران می کنی آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می انگاری می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟؟

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم


نويسنده : آیسان

پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 |

 

 زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم دل هيچکس سنگ نيست ما سنگش ميکنيم


نويسنده : آیسان

پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 |

 

تبدیل فایلهای صووتی به Mp3 در مدیا پلیر ویندوز

( قابل اجرا در نسخه های ، مدیا پلیر 7 و بالاتر )

 

1 - بعد از گذاشتن Cd در کامیپیوترتون ، در پنجره ای که به صورت اتوماتیک ظاهر میشه انتخاب گزینه

Copy Music From Cd و یا باز کردن برنامه مدیا پلیر و زدن گزینه Copy From Cd در منوی کنار مدیا پلیر  

( Menu bar ) 

2- انتخاب فایلهای مورد نظر شما با تیک زدن کنار آنها - ( فایلهایی که میخواهید از Audio سی دی به  

 فرمت MP3 تبدیل شوند ) 

3- انتخاب گزینه Copy Music که در قسمت بالای Caption مدیا پلیر قرار دارد. ( آیکون دایره ای قرمز رنگ ) 

4- انتخاب گزینه های 2 و 3 به ترتیب از بالا ، سپس Next کنید و در قسمت پایین صفحه بعد میتونید فرمت 

 خروجی( تنظیم کیفیت فایل های CD ) که به نظر من بهتره که اونو روی ( 96 Kbps ) قرار بدید و روی 

 گزینه Finish کلیک کنید تا کار کپی و تبدیل به فرمت MP3 شروع بشه.

نکته : محل ذخیره فایل ها بطور پیش فرض در ( My Documents \ My music ) شما می باشد که اگه  

خواستید میتونید قبل از زدن گزینه Finish اونو تغییر بدید.


نويسنده : آیسان

پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 |

 



بهزاد و آیسان
این وبلاگ متعلق به ما دوتاست
من و نامزد عزیزم که از ته قلب دوسش دارم ( آیسانم میپرستمت تا آخر عمر )
سعی میکنیم این وبلاگو با هم تا آخر ادامه بدیم یعنی در اصل اینجا خونه مجازی ماست پس به خونه ما خوش اومدید.

Behzad.Aysan@gmail.com

 

حرف دل ( آتیش عشق )
مناسبت ها
داستان
داستان عشق ما دوتا ( در دست احداث )

 

بهزاد
آیسان

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

 

نصف روز ، الافی
اندر حکایت آش خوری -- 2
اندر حکایت آش خوری -- 1
حالو روز من
روز فراموش نشدنی (خیلی شوووووووووم)
اگه بشه یه پست طولانی
التماس دعا
انتخاب ات
عنوان دارد
آخیش

 

دنیای عشق 2 عاشق (حجت و بهاره)
آسمان عشق زیباست... (علی و نازنین)
وصله های زندگی (محسن و سمانه)
دوران خوش زندگی با عشق (مموش و پیشی)
نیلوفر دوستت دارم ( رضا و نیلوفر )
یه عشق پاک و آسمونی...( مریم و امین )
ماه من ( فائزه و مصطفی )
آدم برفی ( آرمیا و پریسا )
آشيانه ای برای عشق (مهسا و همسرش)
ناگفته های من و تو ( خانوم خونه و آقای خونه )
حرفای شنیدنی و نشنیدنی(خاطرات من و امیر)
تولدی دوباره (مونا و علیرضا)
دو تا دیووووونه عاشق ( فرهاد و لیلا )
کافی شاپ 2 نفره ( هادی و نازی )
بهترین من ســـــــــــلام ( جواد و فرح )
من و تو ( حسین و فروزان )
رقص باد و آتش ( سام و ستاره )
بهنام و میترا ( بهنام و میترا )
عشق من الهه ( غفار و الهه )
خاطرات سحری و آقا هانی ( سحر و هانی )
خونه ی ما ( گلی و همسرش )
.ღღ**خودم و خودت.ღღ** ( شیوا و میثم )
نسیم عشق ( نیلوفر و مهدی )
مرمر و حســـــــــــــــین
¨ஜ`*• اشکان و روژان .•*´ஜ¨ ( اشکان و روژان )
مــــــــــــــن و آقایـــــــــــــــــــــی
خاطرات آرش و هلیا ( آرش و هلیا )
لحظه لحظه خاطرات تا رسیدن ( مریم و سعید )
یه کوچولو و آقاییش
عاشقانه های گل یاس ( گل یاس و حسین )
همسفر من ( ستاره و میلاد )
داستانهای حسین و فاطمه ( حسین و فاطمه )
کلبه کوچک دو عاشق ( محمد و مریم )
تی تی ( مریم و رضا )
_×^*عاشقانه های آقایی و خانومی*^×_ (مجتبی و مریم)
بی تو هیچم ( نورا و علیرضا )
نوشته های دختر عاشق ( دختر عاشق و فرهاد )
آرتیــــــــــــــــــــــن و آرتینــــــــــــــــــا
خاطرات پیشی و جوجو
مینی خانوم و مینک خان
یک فنجان چای در خانه دل ( امیر و تینا )
خاطرات مموشی و پیشی جونش
روزهای خوب بارونی ( بهناز و هاشم )
عـــــــــــــــــــــــلی و آرزو
2 تا گل ( حسین و فاطمه )
دو کبوتر عاشق ( مانی و سعیده )
رویای بزرگ ( تینا و احسان )
عشــــــــــــــــــــق مــــــــن
رضــــــــــا و تینــــــــــا
مهـــــــــــــــــناز و ســـــــــــــــــــــــــــــعید
مـــــــــــــــــــــــن و جوجـــــــــــــــــوم
می نویسم می نویسم از تو ... (یغما و بهترین)
راحــــــــــــــــــــل و امــــــــــــــــــــــین
آقا و خانوم خوشحال
عــــــــــشـــــــــــق 10 ســـــــــــــــــاله
مــــــــــــــــــــــــن و نفســـــــــــــــــــم
دوعــــــــاشـــــــــــــق (شیوا و حمید)
زوج خوشبخت (مهناز و شروین)
lena & Ali
با من بمون عشق من (سارا و علی)
احســــــــــــــــان و ســــــــــــودابه
من و اون (کیمی و نی نی)
دو آدم برفی عاشق ( علیرضا و سمانه )
یه زوج عاشق ( ســــــــاناز و امـــــــــــــــیر )
دو خط موازی... ( حمیده )
پاســـــــــــــــــــــتیل و جوجـــــــــــــــــــو
ماتریس زندگی من ( لیلا و محسن )
آبمیوه های عاشقانه هویج و آقاییش
خاطرات ما ( مریم و سیاوش )
دل نوشته ( سینا و تینا )
یادگار عشق ما ( ترانه و منصور )
حــــــــــــــامد و آوا
دست نوشته های آبجی کوچولو (سارا و عشقش)
راز گل سرخ ( دارا و سارا )
ماه آسمون (نازنین و ایمان)
ماتیک صورتی(ملی جونو ومسعود جونش)
خاطرات عشق
خانه ژله ای ( نگار و علی )
و خدایی که در این نزدیکیست ( سمیه خانوم )
عاشقانه ها (عسل خانوم)
وصله های زندگی من ( سمانه محسن )
امپراطور دلها
سرزمین پروانه ها
وبلاگ عاشقای ایرونی

 

پروفایل ما
نظر سنجی
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو... بپیچان!
موتور جستجوی 2 عاشق
اینم آدرس کوتاه شده وبلاگ ما
خبر گذاری خودم ( بهزاد )

 

RSS 2.0
Locations of visitors to this page